شيخ حسين انصاريان
312
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
داشته باشد و بداند كه دنيا متاع غرور و دام فريب است كه چون سراب بيابان به نظر بينندهء لب تشنه آب مىآيد و او را به سوى خود مىكشاند ، ولى وقتى نزديك شد چيزى نمىبيند و اگر چنين تنبهى داشته باشد ، ديگر هدف خود را از كارهايى كه در زندگى انجام مىدهد دنيا قرار نداده ، مىداند كه در وراى اين دنيا ، جهان ديگرى است كه در آنجا به نتيجهء اعمال خود مىرسد ، حال يا آن نتيجهء عذابى است شديد در ازاى كارهاى زشت و يا مغفرتى است از خدا در قبال كارهاى نيك ، پس بر اوست كه از آن عذاب بهراسد و به آن مغفرت اميدوار باشد ، ولى اگر عالىتر از اين فكر كند هدف خود را خشنودى خود قرار نمىدهد و به خاطر نجات از عذاب و رسيدن به ثواب عمل نمىكند ، بلكه هر چه انجام مىدهد به خاطر خدا و خشنودى او انجام مىدهد . البته طبايع مردم در اختيار يكى از اين سه راه مختلف است ، بعضى از مردم كه اتفاقاً اكثريت را هم دارا هستند ، مسئلهء ترس از عذاب بر دلهاشان چيره گشته و از انحراف و عصيان و گناه بازشان مىدارد ، اين ها هر چه بيشتر به تهديد و وعيدهاى الهى برمىخورند ، بيشتر مىترسند و در نتيجه به عبادت مىپردازند . و بعضى ديگر ، حس طمع و اميدشان غلبه دارد ، اينان هر چه به وعدههاى الهى و ثوابها و در جايى كه خداوند نويد داده برمىخورند ، اميدشان بيشتر شده ، به خاطر رسيدن به نعمتها و كرامتها و حسن عاقبتى كه خداوند به مردم باايمان و عمل صالح وعده داده ، بيشتر به تقوا و التزام به اعمال صالح مىپردازند ، باشد كه بدين وسيلهء به مغفرت و بهشت خدايى نايل آيند . ولى دستهء سوم كه همان طبقهء علماى باللّه باشند هدفشان عالىتر از آن دو دسته است . ايشان خدا را نه از ترس عبادت مىكنند و نه از طمع به ثواب ، بلكه او را عبادت